{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پریودی و.......

وقتی پریودی و.......

پارت5


*(تهیونگ که می‌بینه اصلاً دلش نمیاد از پیشت تکون بخوره و تو هم محکم بهش چسبیدی، با دست آزادش گوشیش رو از روی پاتختی برمی‌داره. سریع به داداشش پیام میده و می‌گه: «هیونگ، فاطمه خیلی حالش بده، تب و لرز داره و نمی‌تونم تنهاش بذارم. مامان برامون سوپ درست کرده، می‌شه بری ازش بگیری و بیاری دم در خونه ما؟ خیلی ممنون میشم.» داداشش هم فوری قبول می‌کنه.)*
*(حدود نیم ساعت بعد، صدای آیفون میاد. تهیونگ آروم جابجا می‌شه، سریع میره دم در، قابلمه سوپ داغ رو از داداشش می‌گیره، تشکر می‌کنه و می‌دوه توی آشپزخونه. یه کاسه خوشگل سوپ می‌کشه، ردیفش می‌کنه و با یه قاشق میاره توی اتاق. عطر سوپ مامانش کل اتاق رو برمی‌داره.)*
**تهیونگ:** (با یه لبخند مهربون و چشمای درخشان میاد لبه تخت می‌شینه) فاطمه جانم؟ قشنگِ من؟ ببین چی برات آوردم. بوی سوپ مامان رو می‌فهمی؟ بیا یه ذره بخور جون بگیری.
**فاطمه:** (چشمات رو آروم باز می‌کنی. هنوز بی‌حالی ولی حس می‌کنی اون ضعف شدید معده‌ات با بوی غذا داره کمتر می‌شه. آروم نیم‌خیز می‌شی و تکیه می‌دی به بالشت) وای... چقدر بوش خوبه تهیونگ... ولی دستام هنوز جون ندارن قاشق رو بگیرن.
**تهیونگ:** (قاشق اول رو پر می‌کنه و فوت می‌کنه تا خنک بشه) دستات چرا بگیرن آخه؟ پس من این‌جا هویجم؟ دهنت رو باز کن ببینم، آفرین دختر قشنگم...
*(قاشق اول رو می‌ذاره دهنت. سوپ داغ و خوشمزه مامانش قشنگ می‌شینه روی معده خالیت و حس می‌کنی بدنت داره گرم می‌شه. تهیونگ با عشق و صبر زیاد، قاشق قاشق غذا رو می‌ذاره دهنت و بعد از هر قاشق با دستمال دور لبت رو آروم پاک می‌کنه.)*
**تهیونگ:** نوش جانت بشه عسل من. آفرین که داری همه‌اش رو می‌خوری. ببین، رنگت داره برمی‌گرده. لبات دیگه اون‌طوری سفید نیستن.
**فاطمه:** (بعد از اینکه نصف کاسه رو می‌خوری، با دستت اشاره می‌کنی که بسه) دیگه سیر شدم تهیونگی... دستت درد نکنه. واقعاً معده‌ام آروم گرفت. اون حالت تهوع لعنتی هم انگار رفت.
**تهیونگ:** (کاسه رو می‌ذاره کنار و یه قرص مسکن و تب‌بر با یه لیوان آب میده دستت) خداروشکر. حالا این قرص رو هم بخور که اون تب و لرزت کلاً تموم بشه و جاش رو بده به یه خواب راحت.
*(تو قرص رو می‌خوری. کم‌کم بعد از نیم ساعت، داروها اثر می‌کنه. عرقت خشک می‌شه، دمای بدنت میاد پایین و اون درد وحشتناک زیر شکمت جاش رو به یه گرمای ملایم و استراحت میده. حس می‌کنی حالت خیلی بهتر شده.)*
**فاطمه:** (با چشمايي که حالا توش شیطنت برگشته، نگاهش می‌کنی) تهیونگ؟ من الان خیلی بهترم. دیگه دلم اون‌جوری درد نمی‌کنه. پاهامم گرم شدن.
**تهیونگ:** (با ذوق نگاهت می‌کنه و جفت دستات رو می‌بوسه) وای خدا رو صد هزار مرتبه شکر! داشتم قالب تهی می‌کردم از نگرانی. حالا دوست داری چه‌کار کنیم؟ بخوابی یا...؟
**فاطمه:** (لوس می‌شی و پتو رو می‌کشی روی صورتت) نه، خوابم نمیاد دیگه. دلم می‌خواد با هم فیلم ببینیم. از اون فیلم قشنگا که خودت دوست داری.
**تهیونگ:** (چشماش برق می‌زنه) فیلم؟ پایه‌ام خفن! بدو برو حاضر شو بیا توی پذیرایی روی مبل، منم لپ‌تاپ و پتوها رو ردیف می‌کنم.
### چند دقیقه بعد - روی مبل پذیرایی 🎬
*(تهیونگ یه کوه از پتو و بالشت روی مبل درست کرده. تو رو نشونده وسط و خودش هم چسبیده بهت. یه فیلم عاشقانه و آروم رو پلی کرده. دستش رو انداخته دور شونت و تو سرت رو گذاشتی روی سینه پهن و گرمش. دست دیگه‌اش هم هنوز روی شکمته و آروم نوازشت می‌کنه تا جاش گرم بمونه.)*
**تهیونگ:** (وسط فیلم، سرش رو خم می‌کنه و موهات رو بو می‌کنه) فاطمه؟
**فاطمه:** جانم تهیونگی؟
**تهیونگ:** می‌دونی چقدر دوستت دارم؟ امروز وقتی اون قرص‌ها رو توی دستت دیدم، انگار قلبم وایستاد. فکر کردم اگه تو نباشی، من اصلاً واسه چی باید نفس بکشم؟ دنیا بدون تو برام هیچ حسی نداره.
**فاطمه:** (دستت رو می‌ذاری روی قلبش که تند تند می‌زنه) منم خیلی دوستت دارم تهیونگ. ببخشید که نگرانت کردم. تو بهترین پرستار دنیایی. اگر نبودی نمی‌دونم چه‌کار می‌کردم.
**تهیونگ:** (پیشونیت رو طولانی و عمیق می‌بوسه) من همیشه هستم قشنگم. توی دردا، توی شادیا، همیشه. حالا زل بزن به فیلم که جای حساسشه، ولی هروقت دوباره حس کردی ذره‌ای دردت شروع شده بهم بگو تا بغلت کنم. بغل من خودش شفای همه‌چیزه.
**فاطمه:** (لبخند می‌زنی و خودت رو بیشتر توی بغلش مچاله می‌کنی) آره، راست می‌گی. بغل تو از صد تا مسکن هم بهتره...
*(فیلم ادامه پیدا می‌کنه و شما دو تا توی گرمای عشق همدیگه، شب رو با آرامش کامل سپری می‌کنید...)*


خیلی مهربونم که با اینکه لایک نمیکنین براتون پارت میزارم اگر خوشتون اومد بهم بگین تو کامنتها تا براتون درست کنم💋😘
دیدگاه ها (۱)

وقتی پریودی و......پارت3*(تهیونگ همین‌طور لبه تخت نشسته و دس...

وقتی پریودی و...........پارت2 *(تهیونگ با یک لیوان آب ولرم و...

وانشات تکپارتی یونگییونگی به عنوان دوست پسر....................

سناریو وقتی پریودی و.... پارت 1*(فاطمه روی مبل دراز کشیده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط