تا درخت بعدی

تا درخت بعدی
چیزی نمانده بود
فقط چند دقیقه‌ی نابِکار
از جدایی‌های گذشته
روی شانه‌ها، بازوها، و خط اُفق چشمانم
زنگ زده بود
باید کمی از آهن بودن،ذوب می‌شدم.
باید نام تو را
مثل پرنده‌ای بی‌جفت
تکرار می‌کردم
باید به درخت تن می‌دادم
و سیب می‌شدم
تو گناه را دوست داری
و من دلیل گناه شدن را

#alireza.mashregi62

@alireza.mashregi62
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

پرنسس ناخواسته

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

Heir of Light and Darknesspart : 12تهیونگ همینجوری داخل گوشی...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط