صدا زد آهای مگه قصه نباید ادامه پیدا میکرد آخر معلوم

صدا زد: آهای! مگه قصه نباید ادامه پیدا می‌کرد؟! آخر معلوم نشد بهم رسیدن یا نه...
صدا گفت: خیلی از قصه‌ها همیشه آخرش به قشنگیه آغوش نمیشه. نمی‌دونستی؟!... واقعیت بی‌رحم‌تر از قصه‌هاست...
باز هم صدا زد: آهای! حرفت خیلی تلخه!
صدا گفت: تو هم خیلی به شیرینی عادت کردی، ابدینِ من!...

- یوگِن [زیبایی رازآلود، زندگانی روح]
دیدگاه ها (۳)

کتاب‌فروشی جاییه که ده‌هاهزار نویسنده، زنده و مرده، کنار هم ...

دیگر به‌راستی می دانم درد یعنی چه. درد به معنی کتک خوردن تا ...

می‌بینی؟! مثل ستاره پخشمون کردن توی این صفحهٔ سیاه که هر کدو...

با صدای آواز پرندگان بیدار شد. هیچ یادش نمی‌آمد. دیشب چه اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط