{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترسـات میرسن بهـت و ازت جلو م

ترسـات میرسن بهـت و ازت جلو م

یزنـن یه دسـت واسـت تکون میـدن

وبه حماقـت لعنتیـت میخنـدن

تو هـم که هیچکاری از دستـت

بر نمیــادفقـط ناظـر صحنه ایی

هستی که خـودت رقمــش زدی !
دیدگاه ها (۱)

وقتی...(پارت دوم)

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

دوپارتی هیونجین

I want to love you forever part 2

وقتی والیبالیست بودی...(پایانی)از اون روز،یک ماه میگذره..تو ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p82سینی از دستش رها شد.نینا بدون فکر خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط