{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان : آیدل من

رمان : آیدل من

پارت :«اخر»
ویو «جونگکوک»
کنسرت تموم شد .... میکرفونمو آوردم بالا و شروع کردم به حرف زدن ..
جونگکوک : خوشحال شدم که از آهنگ خوشتون اومد ولی من عاشق دختری شدم که می‌خوام بهش اعتراف کنم
طرفدارا اوووووو کشیدن و دست زدن نگاهم به ا/ت اوفتاد که ناراحت و استرس داشت .....
رفتم نزدیکش و دستمو با دستای کوچولوش گرفتم و گفتم:
جونگکوک : حاضری یه عمر کنار من و مادر بچه هام بشی جئون ا/ت
.....
ویو «ا/ت»
با حرفی که زد خیلی ناراحت شدم ، و استرس داشتم ، یعنی اون دختره خوش شانس کیه ؟؟ یعنی عشق من یه طرفه بوده؟؟؟ همینجوری داشتم برای خودم حرف میزدم که دستای گرم دستامو گرفت ......
اون....
اون ... جونگکوک بود ...
با حرفی که زد داشتم بال درمیاوردم ، منم میکرفونمو آوردم بالا و با صدای بلندی گفتم :
ا/ت: بلههههههههههه
طرفدارا و دخترا و پسرا دست زدن ....
جونگکوک منو بغل کرد و رو هوا چرخوند......
منو رو زمین گذاشت ....
و لبشو رو لبام گذاشت ....☺️
اولش تعجب کردم ولی بعدش .....🤭
همراهی کردم ....
ویو «راوی »(خودم)
و این بود زندگی این دو نفر عاشق .....
اونا سال های سال کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کردن .....
پایان ✨ ❤️
می‌دونم خوب نبود😔 ولی خب دوست داشتم گذاشتم🤭✨
دیدگاه ها (۰)

#جونگکوک#جئون #بی تی اس

#جونگکوک#تهیونگ #جیمین #جیهوپ #شوگا #نامجون #سوکجین#بی_تی_اس

«لباس دخترا برای کنسرت»

«لباس پسرا برای کنسرت»

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 37ویوی ا. تماشین ناگهان وارد ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط