{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دل سوخته‌اش صبر و شکیبایی رفت

از دل سوخته‌اش صبر و شکیبایی رفت
پیله، پروانه که شد، شمع به تنهایی رفت
آبرویی که همه عمر به فکرش بودم
بر سر زلف تو این بار به زیبایی رفت
من که عمری کتب فلسفه را می‌خواندم
عشق آمد به سرم، عقل به رسوایی رفت
نور چشمم شدی و رفتی و با رفتن تو
همچو یعقوب مرا قدرت بینایی رفت
آینه حسرت دیدار مرا دارد... آه
بی حضور تو دگر شوق خودآرایی رفت
واژه‌های دل غمدیده شهادت بدهید
که همه زندگی‌ام بر سر دانایی رفت
دیدگاه ها (۱۱)

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️ از دل سوخته اش صبر و شکیبایی رفتپیله پروانه...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_بیست_و_ششمداد حُسنت به تو تعلیم خود...

می‌کند سلسله ی زلف تو دیوانه مرامی‌کِشد نرگس مست تو به میخان...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط