{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشا آن کس که در مستـــــی بمیرد

خوشا آن کس که در مستـــــی بمیرد

شبــی دور از غــــــــــم هستی بمیرد

گذارد سر به روی سینــــــــه ایی گرم

نهاده دســـــت در دستـــــی بمیـــــرد
دیدگاه ها (۱)

خستہ ام از این زندان ڪہ نامش زندگیستپس قشنگی های دنیا مال ڪی...

z

مرا از چشــم ها انداخت خوبے هاے بے حدمکه دل را میـزند چیـزےک...

تو کی هستی که همه فکر و خیالم شده توتو شدی زندگی من همه یاد...

دامن دل از تو در خون می‌کشمننگری ای دوست تا چون می‌کشماز رگ ...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی؟!...دل در غم عشق تو رسوای ...

روی چمن های سبز ، تا دور دست گوسفند ها هستند .آسمان بالای سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط