ساغرم شکست ای ساقی ...
ساغرم شکست ای ساقی ...
رفته ام ز دست ای ساقی ...
در میان طوفان ..در موج غم نشسته منم ...
تا نام من رغم زده شد
یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت عالم ...
حکایت از چه کنم ????
شکایت از که کنم ,???
تا تشنه کامم کشتی در سرای ناکامی ها
ای بلای نافرجامی ها
نبرده بر لب جانی میکشم به دوش از حسرت بار مستی و بدنامی ها ....
هی خدا ....
رفته ام ز دست ای ساقی ...
در میان طوفان ..در موج غم نشسته منم ...
تا نام من رغم زده شد
یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت عالم ...
حکایت از چه کنم ????
شکایت از که کنم ,???
تا تشنه کامم کشتی در سرای ناکامی ها
ای بلای نافرجامی ها
نبرده بر لب جانی میکشم به دوش از حسرت بار مستی و بدنامی ها ....
هی خدا ....
- ۲.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط