ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقیدر میان توفانبر م
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقیدر میان توفانبر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منمای ناخدای عالمتا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدمساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقیتو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامیها ای بلای نافرجامیهانبرده لب بر جامی میکشم به دوش از حسرت بار هستی و بد نامیهابر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالمتا نام من رقم زده شدی کباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدمساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی(حکایت از که کنم؟شکایت از چه کنم؟که خود به دست خود آتش بر دل خون شده نگران زده ام
- ۳.۸k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط