{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من عادت داشت،

دل من عادت داشت،
ڪہ بماند یڪ جا؛
بہ ڪجا؟
معلوم است،
بہ درِ خانہ‌ےِ #تو!

دلِ من عادت داشت،
ڪہ بماند آنجا،
پشتِ یڪ پرده‌ےِ تورے،
ڪہ #تو هر روز آن را، بہ ڪنارے بزنے!

دلِ من ساڪنِ دیوار و درے،
ڪہ #تو هر روز از آن میگذرے!

دلِ من ساڪنِ دستانِ #تو بود،
دلِ من گوشہ‌ےِ یڪ باغچہ بود،
ڪہ #تو هر روز بہ آن مےنگرے!

راستے !!!
دلِ من را دیدے؟
آن را گم ڪردم ...!
#مہـدے_اخوان‌ثالث
دیدگاه ها (۳)

وقتی تمام تلاشم برای برگرداندنش به زندگی ام بی فایده بود؛با ...

اگر دوست می داریدبرای گفتن "دوستت دارم " عجله کنیدتلگراف بفر...

به خورشید بگو بایستد وقتی که تو کنارمی!تو را در کوه ها می‌جو...

ایستاده روی پلکهامو گیسوانشدرون موهامشکل دستهای مرا داردرنگ ...

بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ڪدامین پنجرہ باید تمن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط