{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی به تو فکر نمی کنم

وقتی به تو فکر نمی کنم
انگار چیزی گم کرده ام
و وقتی هم بهت فکر می کنم
انگار چیزی گیر کرده تو گلوم.
دیشب رفتم توی حیاط، زیر بارون.
همین طور با خودم اسم ات رو صدا می زدم. صورتم خیس خیس شده بود.
فکر می کردم
اگه روزی بمیرم و تو خبر نداشته باشی چی؟
اگه شوهر کس دیگه ای بشم چی؟
کاش می تونستم دوست نداشته باشم.
کاش توفانی می اومد و
همه چیز رو با خودش می برد.
دیدگاه ها (۱)

آدم ها را به زور کنار خودتان نگه ندارید ، آدم ها را مثل گل ه...

اونایی که اَز ته دل دوسشون داری همیشه تنهات میزارن

این قهوه هم سرد شد، حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرد...

و بیش از هر کلمه ای، باید از همیشه ها و هرگزها و هیچوقت ها و...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

🔻مصاحبه دو تا دختر نوجوونی که سپاه اصفهان اعلام کرده بود «لی...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط