{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی اون پسری که شب عروسی عشقش قاطی کرد رفت دم تالار عر

سلامتی اون پسری که شب عروسی عشقش قاطی کرد رفت دم تالار عروسی

ولی نرفت تو که عروسی رو بهم بزنه صبر کرد وختی عروس اومد بیرون با خشم رفت جلو

تور صورت عروس رو برداشت

دید اصن اون نیست

اسکل تالارو اشتباه اومد بود

فامیلای دامادم گرفتن مثه سگ زدنش
دیدگاه ها (۷)

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

پارت 4ادیتور نازم @karlykarlyیکی از کارکنان به سمت اون رفت ت...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و سوم: بازی با قلبِ یک کودک 🧸💔س...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹⁴اتاق ت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط