{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این نگاه آخرم را باز بارانی مکن

این نگاه آخرم را باز بارانی مکن
لحظه مرگ مرا اینقدر طولانی مکن...
گر چه بعد از تو مرا شوق نگاهی نیست نیست
این دم آخر مرا یعقوب کنعانی مکن...
آزمودنهای اسماعیل تو دیگر بس است
دیده از من بر مگیر این بار قربانی مکن...
نرم کردم آن دل سنگ تو با خون جگر
ساحل آرام خود را باز طوفانی مکن...
باز هم امشب غزل ، سیگار و بغض کهنه را
من خبر کردم تو دیگر فکر مهمانی مکن !!!
دیدگاه ها (۲۳)

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

تا نیستی بدون تو تلخ است چای من!ای کاش میرسید به گوشت "صدای"...

‍ این خبر ببر کبوتر ناز بگو ‍ قرارمان وقت آبپاشی کوچه های قد...

‌ ‌هرچه کشیدم از سرِ یک آن نگاه بوداوضاع قبل آمدنش رو به راه...

#حکایت_قدیمی #حکایت_قدیمی زنی زیبا که صاحب فرزند نمیشد نزد پ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

پارت دوم #فقط_تو پارت اولش(https://wisgoon.com/p/ISBRLNHI50/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط