{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌

‌ ‌
هرچه کشیدم از سرِ یک آن نگاه بود
اوضاع قبل آمدنش رو به راه بود...
زندانی‌اش شدم به نگاهی و بعد از آن
در چشمِ من تمامِ جهان راه راه بود
تا آمدم به خود، هَمِه ام را رُبود و رفت
آه که بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل
دیدگاه ها (۶۷)

‍ این خبر ببر کبوتر ناز بگو ‍ قرارمان وقت آبپاشی کوچه های قد...

این نگاه آخرم را باز بارانی مکنلحظه مرگ مرا اینقدر طولانی مک...

یک اشارت کن، اگر بر من تو سر دیدی بگوروز و شب از داغ دوری گر...

چه شب هایی که بیدارم سحرشاید به بالینمخیالش  از دری  آید  بِ...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط