{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را برای شبی عاشقانه کم دارم

تو را برای شبی عاشقانه کم دارم
تو را برای دعای شبانه کم دارم

تو را و گرمی آغوش مهربانت را
برای خلوت و سرمای خانه کم دارم

غروب آمد و اسباب غم فراهم شد
برای گریه ام این بار شانه کم دارم

من آن پرنده ی تنهای زیر بارانم
کمی درخت و کمی آشیانه کم دارم

نخواه از تو و این میل کهنه برگردم
که در برابر حرفت بهانه کم دارم

ببخش اگر سخنانم تو را مکدر کرد
من از تبار عذابم ترانه کم دارم
دیدگاه ها (۱)

روزهای بارانیهرگز به دستش ساعت نمی‌بستروزی از او پرسیدمپس چگ...

به من هرگز نگو دوستت دارمگوشم از تکرارِ لفظِ این نخ نماترین ...

شعر زیبای " استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال...

بگذار قیامت بکنم چند دقیقهبا بغض، نگاهت بکنم چند دقیقهیک عمر...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p2فلش بک به ۱۴ اکتبر، ۲۰۰۱ وقتی که جونگکوک تنها چ...

نام: قرارداد نفرتPart:²³جونگکوک هنوز روبه‌روی تابلوی «خروج» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط