part
part 76
ری سوزومه رو خونش رسوندو رفت سوزومه هم رفت اتاقشو تا شب خوابید شب با گرسنگی بیدار شدو لباساش رو با لباس خواب عوض کردو رفت اشپزخونه یچیزی از اشپرخونه برداشتو خوردو برگشت اتاقشو خوابید
«صبح»
ویو سوزومه
باصدای الارم بیدار شدم یه دوش ده مینی لباس فرممو پوشیدم یه میکاپ لایت کردم موهامو حالت دادمو زنگ زدم ری
ری: الو
سوزومه: ری کجایی
ری: خونه الان میخوام را بیوفتم چطور
سوزومه: بیا دنبالم
ری: اوکی
رفتم پایین صبحونه خوردم که ری زنگ زد گفت دم دره رفتم بیرون سوار ماشین شدم
سوزومه: هِلو ددی
ری: های بیبی
سوزومه: بریم؟
ری؛ بریم
تو راه
سوزومه: ری ممنون که هستی
ری: چرا یدفه زدی به سیم سپاس گذاری
سوزومه: اگه نبودی خیلی تو تنها کنف میشدم
ری: اگه من نبودم خدا یکی دیگرو میداد
سوزومه: زیاد مطمئن نیستم
ری: خدا اونقدرا هم بی رحم نیست اون برای هرچی گه گرفته بهترین هارو جایگزین میکنه
سوزومه: نمیدونم چه جایگزینی برای بابام و مامان بزرگم داره
ری: اگه نمیتونی ببینی دیدگاهت رو عوض کن ویا شاید بهت داده و تو باید به دست بیاریش
سوزومه: امیدوارم خدا هیچ جایگزینی برای تو انتخواب نکنه
ری: از لحظت لذت ببر سوزی، باش همون دختر قوی و خرخون کلاس
سوزومه: چشم مستر
ری: و....سوزی یچیزی
سوزومه: چی
ری: در مورد جنیور باکسی صحبت نکن تا وقتی که تصمیمت قطعی شه واگه مجبور به ازدواج شدی به کسی نشون نده که به اجبار داری ازدواج میکنی حتی به دخترا
سوزومه: اوکی
ری: خب دیگه رسیدیم
سوزومه: تنکیو ددی......... اوه راستی جسیکا ناراحت نمیشه ددیش قرار هروز با من بیاد
ری: تو قرار نیست بامن بیای وقتی جنیور هست
سوزومه: تا این حد باید نقش بازی کنم
ری: قانون اول صنعت قوی باش ادما با چشم ادما رو میبینن پس نمیاش عالی یه دختر عالی
سوزومه: فهمیدم..... اوم.... امروز باهات اومدم چون جنیور کار داشت باید میرفت اونجا
ری: Bravo My Girl
سوزومه: بریم؟
ری: let's go
ری سوزومه رو خونش رسوندو رفت سوزومه هم رفت اتاقشو تا شب خوابید شب با گرسنگی بیدار شدو لباساش رو با لباس خواب عوض کردو رفت اشپزخونه یچیزی از اشپرخونه برداشتو خوردو برگشت اتاقشو خوابید
«صبح»
ویو سوزومه
باصدای الارم بیدار شدم یه دوش ده مینی لباس فرممو پوشیدم یه میکاپ لایت کردم موهامو حالت دادمو زنگ زدم ری
ری: الو
سوزومه: ری کجایی
ری: خونه الان میخوام را بیوفتم چطور
سوزومه: بیا دنبالم
ری: اوکی
رفتم پایین صبحونه خوردم که ری زنگ زد گفت دم دره رفتم بیرون سوار ماشین شدم
سوزومه: هِلو ددی
ری: های بیبی
سوزومه: بریم؟
ری؛ بریم
تو راه
سوزومه: ری ممنون که هستی
ری: چرا یدفه زدی به سیم سپاس گذاری
سوزومه: اگه نبودی خیلی تو تنها کنف میشدم
ری: اگه من نبودم خدا یکی دیگرو میداد
سوزومه: زیاد مطمئن نیستم
ری: خدا اونقدرا هم بی رحم نیست اون برای هرچی گه گرفته بهترین هارو جایگزین میکنه
سوزومه: نمیدونم چه جایگزینی برای بابام و مامان بزرگم داره
ری: اگه نمیتونی ببینی دیدگاهت رو عوض کن ویا شاید بهت داده و تو باید به دست بیاریش
سوزومه: امیدوارم خدا هیچ جایگزینی برای تو انتخواب نکنه
ری: از لحظت لذت ببر سوزی، باش همون دختر قوی و خرخون کلاس
سوزومه: چشم مستر
ری: و....سوزی یچیزی
سوزومه: چی
ری: در مورد جنیور باکسی صحبت نکن تا وقتی که تصمیمت قطعی شه واگه مجبور به ازدواج شدی به کسی نشون نده که به اجبار داری ازدواج میکنی حتی به دخترا
سوزومه: اوکی
ری: خب دیگه رسیدیم
سوزومه: تنکیو ددی......... اوه راستی جسیکا ناراحت نمیشه ددیش قرار هروز با من بیاد
ری: تو قرار نیست بامن بیای وقتی جنیور هست
سوزومه: تا این حد باید نقش بازی کنم
ری: قانون اول صنعت قوی باش ادما با چشم ادما رو میبینن پس نمیاش عالی یه دختر عالی
سوزومه: فهمیدم..... اوم.... امروز باهات اومدم چون جنیور کار داشت باید میرفت اونجا
ری: Bravo My Girl
سوزومه: بریم؟
ری: let's go
- ۵.۳k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط