حکایت پادشاه و لباس چرکین فقیر

#حکایت/ پادشاه و لباس چرکین فقیر
روزی فقیری با لباس چرکین به نزد پادشاهی در آمد، پادشاه از آمدن او روی در هم کشید. یکی از نزدیکان پادشاه گفت: «ای بی ادب! این مقدار هم نمی دانستی که با لباس کثیف نزد سلاطین آمدن عیب است»
فقیر در پاسخ گفت: «با لباس چرکین از پیش پادشاهان برگشتن، عیب دو چندان است.»
پادشاه را این سخن خوش آمد و او را خلعت فراوان بخشید.


#فردوس_برین
دیدگاه ها (۴)

#حکایت/ بندگی در راه احسان ﻋﺜﻤﺎﻥ ﻛﻴﺴﻪ ﭘﻮﻟﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻏﻠﺎﻣ...

قند پارسی/ "پر خوری" در #حکایت سعدی یکی از حکما پسر را نهی ه...

#ترفندهای_خانه_داری لکه گیری #پنجره‌ها☄ از محلول جوش شیرین و...

‏شما برو مدرسه دخترونه داد بزن فاطی ، همه برمیگردن اون یه نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط