{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌رفتن که بهانه نمیخواهد ،

‌رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد
از دلخوریهای تلنبار شده
و گاهی حتی
دلخوشیهای انکار شده

رفتن که بهانه نمیخواهد
وقتی نخواهی بمانی ،
با چمدان که هیچ
بی چمدان هم میروی! "ماندن"
ماندن اما بهانه می خواهد
دستی گرم،
نگاهی مهربان،
دروغهای دوست داشتنی،
دوستت دارمهایی که می شنوی
اما باور نمی کنی،
یک فنجان چای،
بوی عود،
یک آهنگ مشترک،
خاطرات تلخ و شیرین

وقتی بخواهی بمانی
حتی اگر چمدانت
پر از دلخوری باشد
خالی اش می کنی
و باز هم میمانی

میمانی
و وقتی بخواهی بمانی
نم باران را رگبار می بینی
و بهانه اش می کنی
برای نرفتنت!

#فروغ_فرخزاد❤ 🍁 ❄ ️🍁 🍁 ❄ ️🍁
دیدگاه ها (۱)

اسفند ، همان بانویی استکه درِ اتاقش رابه روی زمستان بسته است...

زندگی می‌کشد آخر به کجا کارت راباید از دور تماشا بکنی یارت ر...

قرارمان همین بهار زیر شکوفه های شعر...! آنجا که واژه ها برای...

ﺍﺯ ﻗﺪﯾﻢ ﺭﺳﻢ ﺑﻮﺩ،ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪﺩﺍﺭ ﺩﯾﺪﯼ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﻨﯽﺍﮔﺮ ﻗﺎﺻﺪ...

سناریو توکیو ریونجرز

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹².𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.وارد عمارت که شدند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط