[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: به چه می خندی عزیز !؟ به چه چیز !؟
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: به چه می خندی عزیز !؟ به چه چیز !؟ به شکست دل من !؟ یا به پیروزی خویش !؟ به چه می خندی عزیز !؟ به نگاهم که مستانه تو را باور کرد !؟ یا به افسونگریه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد...!؟ به چه می خندی عزیز !؟ به دل ساده ی من می خندی !؟ که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست !؟ یا به جفایت که مرا زیر غرورت له کرد !؟ به چه می خندی عزیز !؟ به هم آغوشی من با غم ها یا به ........ خنده دار است.....بخند !!!
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: قایقی خواهم ساخت...
با کدام عمر دراز؟!
نوح اگر کشتی ساخت،
عمر خود را گذراند،
با تبر روز و شبش،
بر درختان افتاد،
سالیان طول کشید،
عاقبت اما ساخت...
پس بگو ای سهراب؛
شعر نو خواهم ساخت...!
بیخیالِ قایق...
یا که میگفتی،
تا شقایق هست زندگی باید کرد...؟
این سخن یعنی چه...؟!!
با شقایق باشی؛
زندگی خواهی کرد...
ورنه این شعرو سخن،
یک خیال پوچ است...
پس اگر میگفتی؛
تا شقایق هست،
حسرتی باید خورد؛
جمله زیباتر میشد...!
تو ببخشم سهراب...
که اگر در شعرت،
نکته ای آوردم،
انتقادی کردم؛
به خدا دلگیرم،
از تمام دنیا،
از خیال و رویا؛
به خدا دلگیرم،
به خدا من سیرم،
در جوانی پیرم...
زندگی رویا نیست؛
زندگی پردرد است؛
زندگی نامرد است...!
زندگی نامرد است...!
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: بعضی وقتها
کسی در زندگیت هست
که اصلا لازم نیست تو را در آغوش بگیرد
فقط با کلام گرمش ...
بدون حتی دیدنت ...
بدون حتی گرفتن دستانت ...
می تواند
قلبت را بوسه باران کند ...
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: تو بریدی و من نتوانستم بدوزم
این تمام قصه بود...
ب پایان رسید
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: قایقی خواهم ساخت...
با کدام عمر دراز؟!
نوح اگر کشتی ساخت،
عمر خود را گذراند،
با تبر روز و شبش،
بر درختان افتاد،
سالیان طول کشید،
عاقبت اما ساخت...
پس بگو ای سهراب؛
شعر نو خواهم ساخت...!
بیخیالِ قایق...
یا که میگفتی،
تا شقایق هست زندگی باید کرد...؟
این سخن یعنی چه...؟!!
با شقایق باشی؛
زندگی خواهی کرد...
ورنه این شعرو سخن،
یک خیال پوچ است...
پس اگر میگفتی؛
تا شقایق هست،
حسرتی باید خورد؛
جمله زیباتر میشد...!
تو ببخشم سهراب...
که اگر در شعرت،
نکته ای آوردم،
انتقادی کردم؛
به خدا دلگیرم،
از تمام دنیا،
از خیال و رویا؛
به خدا دلگیرم،
به خدا من سیرم،
در جوانی پیرم...
زندگی رویا نیست؛
زندگی پردرد است؛
زندگی نامرد است...!
زندگی نامرد است...!
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: بعضی وقتها
کسی در زندگیت هست
که اصلا لازم نیست تو را در آغوش بگیرد
فقط با کلام گرمش ...
بدون حتی دیدنت ...
بدون حتی گرفتن دستانت ...
می تواند
قلبت را بوسه باران کند ...
[۸/۲۱، ۱۱:۳۴] Nejat: تو بریدی و من نتوانستم بدوزم
این تمام قصه بود...
ب پایان رسید
- ۴.۶k
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط