جونگکوک بس کنداد شدید
.
+جونگکوک بس کن(داد شدید)
_یااا حسود خانم داد نزن گلوت درد میگیره(آروم،اخرش خنده)
+من حسود نیستم (داد)
_اره معلومه (خنده)
از عصبانیت دستام و مشت کردم مرتیکه روانی!
_میگم شام چی داریم؟(خونسرد)
این خونسردیش داشت منو میکشت! وسط دعوا داره میگه "شام چی داریم"
انگار نه انگار دارم حرص میخورم از دست کاراش! من وایساده بودم و داشتم داد بیداد میکردم اونم رو کاناپه نشسته بود یا داشت بهم میخندید یا بحث و عوض میکرد!
+شام کوفت داریم. اصلا شام برو پیش همون دختره بخور فهمیدی؟
_ولی من دست پخت پرنسس کوچولومو میخوام(خودشو کیوت کرد)
+ساکت شو(داد)
+دلیل منطقی نداری بیاری برای این کارت فهمیدی؟برای همین هی بحث و عوض میکنی!
صدایی ازش درنمیومد فقط کیوت نگاهم میکرد و ریز ریز میخندید!
نباید گول چشماش و بخورم...
+یااااا چرا هیچی نمیگی(داد)
_اخه خودت گفتی ساکت شم(کیوت)
+وای خداا از دستش برم سر به بیابون بزارممم
_منم ببر
قشنگ از چشمام میشد از چشمام فهمید که چقدر عصبانیم و هرلحظه ممکنه برم کَلَشو بکنم! مرتیکه !
چطور میتونه انقدر بیخیال و خونسرد باشه؟
+جونگکوک(داد شدید)
_جانم حسود خانم
+بار صدم من حسودی نکردم!(داد)
_چشم حسود خانم(چشمک)
فقط نگاش کردم و چتری های بلندم و از صورتم کنار زدم و دادم عقب
+دیوونه شدی؟
_اره دیوونه تو شدم
پوزخندی زدم
+اگر دیوونه من بودی نمیرفتی با یه دختر همکاری کنی یا حتی بغلش کنی!
_حسود
+یه بار دیگه بگو حسود تا چشات و از کاسه دربیارم!
_حسود
دستام و از عصبانیت مشت کردم. وقتی دستام و دید خندید و سمتم اومد و روی لبام بوسه ای گذشت، و همینطور که راهش و کشیده بود داشت به سمت اتاق میرفت گفت
_من بُردم حسود خانم!(خنده)
بعدش که به اتاق رسید گفت
_حسود خانم زیادی حرص نخور پوستت چروک میشه(خنده)
اینو گفت و رفت رو تخت نشست و به تاج تخت تکیه داد
بدون هیچ فکری به سمت اتاق دویدم و پریدم تو بغلش
+آره آره من حسودم اصلا میخوام هرکس سمتت میاد چشاش و از کاسه دربیارم بعدش روش بنزین بریزم بعد اتیشش بزنم، میخوام هرکس بهت دست زد دستاش و قطع کنم بعدش اتیشش بزنم تا بمیره
_اووو خانومی اونوقت اگر ببرنت زندان من چیکار کنم؟
+میگمتو هم شریک جرمم بودی تا تو هم بیارن پیشم
_اووو(خنده)
_فرشته کوچولو من قرار نیست به دختری نگاه کنم چون یکی بهترینش و دارم که تویی پس دلیل نداره الکی حسودی کنی یا بخاطرش اون صدای خوشگلت و اذیت کنی
+دوستت دارم جونگکوکی
_من بیشتر
+نه من بیشتر
_من بیشتر
+مرتیکه میگممن بیشتر
_حسود خانم میگم من بیشتر
+این دوباره گفت حسود خانم چند بار گفتم من حسودی نکردم عههه
_تو همین دو دقیقه پیش گفتی من حسودم حتی نقشه قتل آدمایی که نزدیکم میشن و کشیدی
+خب اون چیز بود...چیز
_آره چیز (خنده)
+یااا نخند
سرمو به سینش چسبوند و گفت
_باشه باشه خانم کوچولو ولی بدون تو ضربان قلبمی اگر نباشی منم دیگه نیستم
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
عزیزان ممنون میشم لایک و کامنت بزارین
و اینکه نظرتون هم بگید🥹🎀
+جونگکوک بس کن(داد شدید)
_یااا حسود خانم داد نزن گلوت درد میگیره(آروم،اخرش خنده)
+من حسود نیستم (داد)
_اره معلومه (خنده)
از عصبانیت دستام و مشت کردم مرتیکه روانی!
_میگم شام چی داریم؟(خونسرد)
این خونسردیش داشت منو میکشت! وسط دعوا داره میگه "شام چی داریم"
انگار نه انگار دارم حرص میخورم از دست کاراش! من وایساده بودم و داشتم داد بیداد میکردم اونم رو کاناپه نشسته بود یا داشت بهم میخندید یا بحث و عوض میکرد!
+شام کوفت داریم. اصلا شام برو پیش همون دختره بخور فهمیدی؟
_ولی من دست پخت پرنسس کوچولومو میخوام(خودشو کیوت کرد)
+ساکت شو(داد)
+دلیل منطقی نداری بیاری برای این کارت فهمیدی؟برای همین هی بحث و عوض میکنی!
صدایی ازش درنمیومد فقط کیوت نگاهم میکرد و ریز ریز میخندید!
نباید گول چشماش و بخورم...
+یااااا چرا هیچی نمیگی(داد)
_اخه خودت گفتی ساکت شم(کیوت)
+وای خداا از دستش برم سر به بیابون بزارممم
_منم ببر
قشنگ از چشمام میشد از چشمام فهمید که چقدر عصبانیم و هرلحظه ممکنه برم کَلَشو بکنم! مرتیکه !
چطور میتونه انقدر بیخیال و خونسرد باشه؟
+جونگکوک(داد شدید)
_جانم حسود خانم
+بار صدم من حسودی نکردم!(داد)
_چشم حسود خانم(چشمک)
فقط نگاش کردم و چتری های بلندم و از صورتم کنار زدم و دادم عقب
+دیوونه شدی؟
_اره دیوونه تو شدم
پوزخندی زدم
+اگر دیوونه من بودی نمیرفتی با یه دختر همکاری کنی یا حتی بغلش کنی!
_حسود
+یه بار دیگه بگو حسود تا چشات و از کاسه دربیارم!
_حسود
دستام و از عصبانیت مشت کردم. وقتی دستام و دید خندید و سمتم اومد و روی لبام بوسه ای گذشت، و همینطور که راهش و کشیده بود داشت به سمت اتاق میرفت گفت
_من بُردم حسود خانم!(خنده)
بعدش که به اتاق رسید گفت
_حسود خانم زیادی حرص نخور پوستت چروک میشه(خنده)
اینو گفت و رفت رو تخت نشست و به تاج تخت تکیه داد
بدون هیچ فکری به سمت اتاق دویدم و پریدم تو بغلش
+آره آره من حسودم اصلا میخوام هرکس سمتت میاد چشاش و از کاسه دربیارم بعدش روش بنزین بریزم بعد اتیشش بزنم، میخوام هرکس بهت دست زد دستاش و قطع کنم بعدش اتیشش بزنم تا بمیره
_اووو خانومی اونوقت اگر ببرنت زندان من چیکار کنم؟
+میگمتو هم شریک جرمم بودی تا تو هم بیارن پیشم
_اووو(خنده)
_فرشته کوچولو من قرار نیست به دختری نگاه کنم چون یکی بهترینش و دارم که تویی پس دلیل نداره الکی حسودی کنی یا بخاطرش اون صدای خوشگلت و اذیت کنی
+دوستت دارم جونگکوکی
_من بیشتر
+نه من بیشتر
_من بیشتر
+مرتیکه میگممن بیشتر
_حسود خانم میگم من بیشتر
+این دوباره گفت حسود خانم چند بار گفتم من حسودی نکردم عههه
_تو همین دو دقیقه پیش گفتی من حسودم حتی نقشه قتل آدمایی که نزدیکم میشن و کشیدی
+خب اون چیز بود...چیز
_آره چیز (خنده)
+یااا نخند
سرمو به سینش چسبوند و گفت
_باشه باشه خانم کوچولو ولی بدون تو ضربان قلبمی اگر نباشی منم دیگه نیستم
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
عزیزان ممنون میشم لایک و کامنت بزارین
و اینکه نظرتون هم بگید🥹🎀
- ۷۸
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط