خانه ی دوست کجاست؟

خانه ی دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار

اسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وب ه انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است

و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟
دیدگاه ها (۳۸)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۰

خانه دوست کجاست ؟در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد. ر...

خانه دوست کجاست؟ "در فلق بود که پرسیدسوارآسمان مکثی کرد.رهگذ...

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذ...

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذ...

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذ...

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد ...

خانه دوست کجاست؟"در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.رهگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط