{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل 🗿

ادامه پارت قبل 🗿
طاها یهو صاف نشست و با عصبانیت زل زد به آیدا و گفت :
طاها- مطمئنی؟!
نگاهی به آیدا انداختم که چشماش رو بسته بود‌
طاها- می‌دونم چه بلایی سرش بیارم، خدافظ.
گوشیش رو پرت کرد کنار و با دستای مشت شده رفت بالا سر آیدا و عربده زد :
طاها- به چه حقی اون کار و کردی آشغال؟
هممون با تعجب زل زده بودیم به طاها و آیدا، یعنی چی گفته بودن بهش که انقدر عصبی شده بود؟!
#عشق_پر_دردسر
دیدگاه ها (۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 191♡⁠。⁠)⁩ جيغي ...

سناریو از ایران و اسرائیل و آمریکا

"آغوش عشق در کنار مافیا""دوهفته بعد ""میرا"عوقی زدم ، دستم و...

★彡   Part 39 彡★ فکر کرد و بعد جواب داد: نمیدونمشونه ای بالا ...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[25]وقتی تهیونگ سوار ماشین شده گوشیش زنگ ...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط