{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید روزی

شاید روزی
بی آنکه نامت را بدانم
با هم از خیابانی گذشته ایم
و بی آنکه بدانیم
سایه هامان
همدیگر را در آغوش کشیده باشند...

#محمد_ساج
#جذاب #قشنگ #هنر #خاص
دیدگاه ها (۲)

توو خواب و بیداری بودم که پیامشو باز کردم: «توو مشتت بودا..»...

آدمهاى زندگيت رو ارزيابى كن. بعد جايگاه شون رو ترفيع، تنزيل ...

شبي شايد رها كردم جهانِ پر اضطرابم را... #زیبا

من اعتراف میکنم بزرگ ترین دروغ هامو به خودم میگم،هرشب به دنی...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

🖤 ژانر: دارک رومنس | معمایی | تریلر روان‌شناختی | درام | راز...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیست‌وسوم | شروعی ناخواستهچن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط