شاید روزی

شاید روزی
بی آنکه نامت را بدانم
با هم از خیابانی گذشته ایم
و بی آنکه بدانیم
سایه هامان
همدیگر را در آغوش کشیده باشند...

#محمد_ساج
#جذاب #قشنگ #هنر #خاص
دیدگاه ها (۲)

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

تولدم مبارک...🎂🤍امروز چهارده‌ساله شدم؛ چهارده سال زندگی، با ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

تولدت مبارک، پارک جیمینِ من، فرشته‌ی کوچولوی دنیای من. 💛🐥🎂ام...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

عاشقانه های شبنم

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط