{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایتِ ما و خدا، حکایتِ عجیبی است.

حکایتِ ما و خدا، حکایتِ عجیبی است.
مثِل قصه ی استاد نقره کارِ...
می‌گویند وقتی استادِ نقره کار، نقره را صیقل میدهد، آن را داخل آتش نگه می‌دارد، اما چشم از نقره بر نمی‌دارد، تا زمانی نقره را در آتش نگه می‌دارد که عکس خود را در نقره ی صیقل یافته ببیند!
درست مثلِ خدا ....!!!
وقتی می‌خواهد صیقل پیدا کنیم ما را در آتشِ سختی های خودمان وارد می‌کند، اما چشم از ما بر نمی‌دارد تا جایی که عکسِ خودش را در ما ببیند...

روزگارتان پر از نگاه قشنگ خدا....
دیدگاه ها (۱)

🕊️🇵🇸فلسطین فقط یک سرزمین نیست؛قصه‌ی مظلومیتی است که وجدان‌ها...

پارت ۱۰: روزهایِ خاکستریسه روز گذشت. سه روزِ پر از درد، گرسن...

سوره اعراف ...این آیات از کسانی می‌گویند که چشم و گوش و دل د...

سختی همراه آسانی

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

پارت۲

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آن خانمی که دستش را به...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط