{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

پارت دوم: جستجوی بی‌پایانِ یک برادر بزرگ‌تر

از اون روز، جونگ‌کوک تمامِ قدرتِ مافیایی خودش رو گذاشت روی پیدا کردنِ اون. اما این بار، اون‌جین همیشه کنارش بود. جونگ‌کوک اجازه نمی‌داد اون‌جین توی عمارت تنها بمونه، چون می‌ترسید اتفاقی براش بیفته. پس اون‌جینِ ۱۲ ساله، همه‌جا همراهش بود.

روزها به سختی می‌گذشت. جونگ‌کوک همه جا رو می‌گشت؛ از محله‌های فقیرنشین تا خیابون‌های لوکس. اون‌جین توی ماشین، کنارِ جونگ‌کوک می‌نشست، سرش رو می‌ذاشت روی پنجره و با امید به خیابون‌ها نگاه می‌کرد. اون تنها کسی بود که می‌تونست جونگ‌کوک رو آروم کنه، وقتی که کلافه می‌شد و می‌خواست همه چیز رو به هم بریزه.

اما تهیونگ… تهیونگ جایی بود که هیچ‌کس فکرش رو نمی‌کرد. اون توی یه کافه‌ی دنجِ حاشیه‌ی شهر کار می‌کرد. اون حافظه‌اش رو از دست داده بود. تنها چیزی که مثل یه تیکه عکسِ تار توی ذهنش مونده بود، اسمِ «جونگ‌کوک» و «اون‌جین» بود. وقتی کسی صداش می‌کرد، گاهی فکر می‌کرد: «چرا این اسما انقدر برام آشناست؟» اما هیچ‌چیزِ دیگه‌ای یادش نمی‌اومد. نه دردی، نه مافیایی، نه مرگِ ساختگی‌اش.
[پایان پارت دوم]
دیدگاه ها (۰)

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت اول

پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط