{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب من

ارباب من




Part16









لیا:اهومی زیر لب گفتم از بغلش بلند شدم و به سمت سرویس رفتم کارهای لازمو کردم و امدم بیرون ارباب داشت دنبال یک چیزی توی کشو ها می گشت
اروم گفتم ارباب دنبال چی میگرید کمکتون می کنم



چاعان:پیداش کردم برو روی تخت بشین


لیا:مات نگاهش کردم و روی تخت نشستم دستش پماد بود


چاعان:اولن به من نگو ارباب خانمی پیراهنتو ببر بالا تا روی زخمات پماد بزنم که زود خوب بشی



لیا:از این همع توجهی لبخندی زدم و پیراهنمو بردم بالا دستای دا...غش که به بد//نم می خورد یک جوری میشدم و میلرزیدم وقتی که پماد رو روی زخمای بد///نم زدن پیراهنمو پایین اوردم



چاعان:وقتی کارم تموم شد دستشو بو//سه ای زدم و لب زدم اماده شو که بریم بیرون الان مهمونا میان به سمت کمد رفتم یڪ تیشرت مشکی و شلوار میشکی برداشتم
دیدگاه ها (۰)

ارباب منPart17لیا:یک تیشرت طوسی کم رنگ و شلواربلند طوسی پر ...

ارباب منPart18چاعان:اشکاتو پاک کن وقتی گریه میکنی قلب منو می...

ارباب منPart15لیا:چشمامو اروم باز کردم ح//س سن//گینیه کسی رو...

ارباب من Part14چاعان:هیس کوچولو اروم باش بوسه ای روی موهاش ز...

ارباب منPart11لیا:از خاب بیدار شدم چاعان پیشم نبود بلند شدم...

ارباب من Part5چاعان: چخبرتونه چرا داد میزنید توانا:تو داری د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط