{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا وگرنه در این انتظار ، خواهم مرد اگر که بی تو بیاید به

بیا وگرنه در این انتظار ، خواهم مرد اگر که بی تو بیاید بهار ، خواهم مرد به روی گونه من ، اشک سالها جاری است و زیر پای همین آبشار خواهم مرد خبر رسید که تو با بهار می آیی در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد نیامدی و خدا آگه است من هر روز به اشتیاق رخت چند بار خواهم مرد
دیدگاه ها (۲)

یکبار از این "نیامدنت"ها قصور کن از خواب و بی تفاوتی ما عبور...

یادمون باشه ما هر چه قدر تو غیبت مقصریم تو ظهور موثریم.........

توای صفای ضمیرم چرانمی آیی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمی آیی؟ اگر...

آرمان‌خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج‌هاست. پس برادر خوبم، برا...

✿ آن زخم، که از تو بر دل ماست مشنو که: به مرهمی توان کاست ک...

۲۳ سالگی…چه عدد عجیبی.سال گذشته ۲۲ سالگی را با ذوق و شوق شرو...

ناپلئون گمشده (فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط