کودکی ام را سنجاق کرده ام
کودکی ام را سنجاق کرده ام
به ...... جوانی ام
و دوچرخه سبزم آن پایین صفحه
مدام تاب می خورد!
من آویزانم..... از یک دست
به یای آخر تنهایی
که همه کودکی از آن ترسیدم
دروغ می گفتند!
روزگار پیرمان نمی کند
آدمها تنهایند!
بشمار ..... تو روزهای تقویم را
من موهای سپیدم را!
یک از همین روزها دست می کشم
از تنهایی ..... وسقوط می کنم
از آن بالا.....
می پرم روی دوچرخه ی هفت سالگی ام
من کوچک نمی شوم.....
دور می شوم....!......
به ...... جوانی ام
و دوچرخه سبزم آن پایین صفحه
مدام تاب می خورد!
من آویزانم..... از یک دست
به یای آخر تنهایی
که همه کودکی از آن ترسیدم
دروغ می گفتند!
روزگار پیرمان نمی کند
آدمها تنهایند!
بشمار ..... تو روزهای تقویم را
من موهای سپیدم را!
یک از همین روزها دست می کشم
از تنهایی ..... وسقوط می کنم
از آن بالا.....
می پرم روی دوچرخه ی هفت سالگی ام
من کوچک نمی شوم.....
دور می شوم....!......
- ۹۱۵
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط