{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی آهسته تر من خسته ام کوله بار پاره ام را بسته ام

زندگی آهسته تر من خسته ام کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد،صبر کن تاکسی ومرهم گذارد صبرکن
صبر کن در سایه بنشینم کمی شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود روح من همبازی شبها نبود
صبرکن من راه را هم کرده ام در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم صبر کن تا کفش خود را پا کنم....
دیدگاه ها (۱)

آرزوهای کودکقایق کاغذی در دستهای کوچککودک همسایهبوی آرزوبوی ...

گفتم: خوش بختیهاج و واج نگاهم میکرد!دوباره گفتم : بنویس خوشب...

اجازه خانممن تازه آمده امهنوز نمیدانم روی کدام نیمکت بنشینمت...

کودکی ام را سنجاق کرده امبه ...... جوانی امو دوچرخه سبزم آن ...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟬باورم نمی‌شد کسی که تو این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط