بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در دوران سکوت جنگ، همهچیز مخفی است، گلولهها، مرزها، خاکریزها، رزمندهها و حتی جابجاییهای قدرت و مرزها!!
در دوران سکوت، چشمها نمی بینند که چه اتفاقی در حال رخدادن است.
در دوران سکوت، به جای میلیونها و دهها میلیون چشم، تعداد چشمهای اندکی مراقب کشور هستند.
چرا که اتاقهای تصمیم، برای همه مردم جا ندارد!!
اگر مردم در دوران سکوت، همان چشمهایی را که در دوران جنگ بود ببندند به این بهانه که چیزی برای دیدن وجود ندارد، آن اندک چشمهای تصمیمگیر و تصمیمساز هم دیگر نمیتوانند همه ماجرا را رصد کنند، چون همه ماجرا را حتی در همان اتاق، خودشان بهتنهایی نمی توانند ببینند.
گاهی از قاب عینک آنها، مردم چیزهایی میبینند که آنها نمیبینند.
در دوران سکوت نهتنها چشمها را باید بازتر کرد، که عقول را هم باید گسترش داد و دلها را توسعه.
تا ورودی اطلاعات، مجاری مختلفی پیدا کند.
در دوران سکوت، میلیونها چشم، میلیونها عقل و میلیونها قلب باید حاضر باشد.
تا دشمن نتواند از تاری دید انسانهای اندک استفاده کند و قلب سپاه را هدف بگیرد.
تا نتواند قدرت را جابجا کند.
تا نتواند مرزها را تغییر دهد.
تا نتواند حاکم شود...
بله
این روزها و این شبها باید حاضرتر باشیم.
میدانم که اگر چشم احساس کند چیزی برای دیدن ندارد بسته میشود.
اما اینروزها باید با قدرت عقل و قلب، چشم ها را بازنگهداشت و شعاع دید چشمها را افزایش داد.
باید چشمهایمان آنقدر قوی شود که از لابلای سطور روزنامهها حقیقت را دریابد. باید عقولمان آنقدر قوی شود که از لابلای کلمات، حقیقت را دریابد و باید قلبمان چنان اتصالی پیدا کند به یکدیگر که دیدنها را هماهنگ کند و فهمیدنها را همسو.
دوران سکوت، دوران حضور مضاعف است نه حضور مخفف...
و میدانم که این دوران از دوران جنگ سختتر است برای حاضر بودن.
حاضر باشیم، چون حاضر بودنمان این روزها واجبتر است.
در دوران سکوت جنگ، همهچیز مخفی است، گلولهها، مرزها، خاکریزها، رزمندهها و حتی جابجاییهای قدرت و مرزها!!
در دوران سکوت، چشمها نمی بینند که چه اتفاقی در حال رخدادن است.
در دوران سکوت، به جای میلیونها و دهها میلیون چشم، تعداد چشمهای اندکی مراقب کشور هستند.
چرا که اتاقهای تصمیم، برای همه مردم جا ندارد!!
اگر مردم در دوران سکوت، همان چشمهایی را که در دوران جنگ بود ببندند به این بهانه که چیزی برای دیدن وجود ندارد، آن اندک چشمهای تصمیمگیر و تصمیمساز هم دیگر نمیتوانند همه ماجرا را رصد کنند، چون همه ماجرا را حتی در همان اتاق، خودشان بهتنهایی نمی توانند ببینند.
گاهی از قاب عینک آنها، مردم چیزهایی میبینند که آنها نمیبینند.
در دوران سکوت نهتنها چشمها را باید بازتر کرد، که عقول را هم باید گسترش داد و دلها را توسعه.
تا ورودی اطلاعات، مجاری مختلفی پیدا کند.
در دوران سکوت، میلیونها چشم، میلیونها عقل و میلیونها قلب باید حاضر باشد.
تا دشمن نتواند از تاری دید انسانهای اندک استفاده کند و قلب سپاه را هدف بگیرد.
تا نتواند قدرت را جابجا کند.
تا نتواند مرزها را تغییر دهد.
تا نتواند حاکم شود...
بله
این روزها و این شبها باید حاضرتر باشیم.
میدانم که اگر چشم احساس کند چیزی برای دیدن ندارد بسته میشود.
اما اینروزها باید با قدرت عقل و قلب، چشم ها را بازنگهداشت و شعاع دید چشمها را افزایش داد.
باید چشمهایمان آنقدر قوی شود که از لابلای سطور روزنامهها حقیقت را دریابد. باید عقولمان آنقدر قوی شود که از لابلای کلمات، حقیقت را دریابد و باید قلبمان چنان اتصالی پیدا کند به یکدیگر که دیدنها را هماهنگ کند و فهمیدنها را همسو.
دوران سکوت، دوران حضور مضاعف است نه حضور مخفف...
و میدانم که این دوران از دوران جنگ سختتر است برای حاضر بودن.
حاضر باشیم، چون حاضر بودنمان این روزها واجبتر است.
- ۳۰
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط