{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم


عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن
دیدگاه ها (۵)

سیگار روشن کن ، که مغزم تیرمیخواهد کابـوس های قابل ِ تغیـیر ...

در خیابان هاے شهر بے اعتنا بہ مردم هنذفرے در گوش در حال گوش ...

کـل دنـیا را هـم کـه داشـته بـاشی... بـاز هـم دلـت مـی خـواه...

✍وقتی می گویند " نیست " ... کاغذ را گفته باشند یا برق را، مه...

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادمعشق آموخت مرا شکل دگر خ...

همه قبیله‌ی من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

نگاهَت می‌کنم اما تو دردم را نمی‌داٰنیْدو چشمَت را دگر بستیُ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

«دیده و دل»گر بنی آدم اعضای یکدیگرنداز این روست که در آفرینش...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

نماهنگ سلسله عشقبا نوای حاج محمود کریمی و کربلایی حسین طاهری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط