{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد که در این تاری شب های جهان

کاش میشد که در این تاری شب های جهان
به سرای پر از آرامش یارم برسم
.
کاش میشد که پس از سردی این دشت غریب
به تن گرم و پر از عشق نگارم برسم
.
کاش میشد که تو باشی و من و خنده ی تو
تا به پایان شب تیره و تارم برسم
.
کاش میشد که دو دستت به کف دستم بود
تا پس از سردی دی من به بهارم برسم
.
کاش میشد که پس از خون ِ دل تنهایی
به همان دلهره ی قول و قرارم برسم
.
کاش میشد که پس از آن همه غربت زدگی
بی خبر باز به آغوش دیارم برسم
دیدگاه ها (۱)

....قصد رفتن کرده ای اما پشیمان میشویعاشقی اما چرا از من تو ...

❤ ❤ ❤ چه داریدر اعماق چشمانتکه این چنینجانِ مرا به اسارت می ...

آنچنان جای گرفتی"تو" به چشم و دلِ منکه به خوبانِ دو عالمنظری...

زن، مردی ثروتمند یا زیبا یا حتی شاعر نمی‌خواهد او مردی می‌خو...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط