کاش میشد که در این تاری شب های جهان
کاش میشد که در این تاری شب های جهان
به سرای پر از آرامش یارم برسم
.
کاش میشد که پس از سردی این دشت غریب
به تن گرم و پر از عشق نگارم برسم
.
کاش میشد که تو باشی و من و خنده ی تو
تا به پایان شب تیره و تارم برسم
.
کاش میشد که دو دستت به کف دستم بود
تا پس از سردی دی من به بهارم برسم
.
کاش میشد که پس از خون ِ دل تنهایی
به همان دلهره ی قول و قرارم برسم
.
کاش میشد که پس از آن همه غربت زدگی
بی خبر باز به آغوش دیارم برسم
به سرای پر از آرامش یارم برسم
.
کاش میشد که پس از سردی این دشت غریب
به تن گرم و پر از عشق نگارم برسم
.
کاش میشد که تو باشی و من و خنده ی تو
تا به پایان شب تیره و تارم برسم
.
کاش میشد که دو دستت به کف دستم بود
تا پس از سردی دی من به بهارم برسم
.
کاش میشد که پس از خون ِ دل تنهایی
به همان دلهره ی قول و قرارم برسم
.
کاش میشد که پس از آن همه غربت زدگی
بی خبر باز به آغوش دیارم برسم
- ۲.۱k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط