{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وعده های خیالی، معاهدات توخالی

وعده های خیالی، معاهدات توخالی

🔻 «آنچه به ما گفتند که در معاهده خواهد بود، با آنچه نوشته شد بسیار تفاوت داشت.» این سخن رئیس قبیله شاین‌های جنوبی در حدود دویست سال پیش است که دولت آمریکا بر اساس معاهده فورت وایز، وعده حفظ حقوق شکار در مناطق سنتی را به آنها می‌داد. اما متن انگلیسی آن تنها یک مثلث کوچک و بی‌بازده را به عنوان قلمرو آنان تعیین کرده بود.

🔻 آنچه گفته می شود با آنچه مکتوب می شود، فرق دارد، و آنچه مکتوب می شود نیز متفاوت با آن چیزی است که عمل می شود. این شیوه قدیمی آمریکا در مذاکرات، توافقات و معاهداتش است. در جریان مذاکرات معاهده فورت لارامی، «ابر سرخ» یکی از توانمندترین رهبران قبیله اوگلالاکوتا، پس از خواندن متن واقعی معاهده فریاد زد: «این اولین بار است که چنین معاهده‌ای را می‌شنوم... این تماماً دروغ  است.» او که پس از جنگی پیروزمندانه برای حفظ دره پودر ریور به مذاکره آمده بود، دریافت که مترجمان و مأموران دولت، متن واقعی را از او پنهان کرده بودند. معاهده‌ای که به امضای او رسید، برخلاف وعده شفاهی، حق تجارت و اقامت سرخپوستان در نزدیکی فورت لارامی را نمی‌داد و آنها را مجبور می‌کرد به حاشیه رود میزوری بروند.

🔻 ابر سرخ که تا آن لحظه هرگز شکست نخورده بود، با فریب از خاک خود بیرون رانده شد. وی در اواخر عمر خود درباره دولت آمریکا می گوید: «آنها وعده‌های زیادی به ما دادند، بیشتر از آنچه که در خاطرم بگنجد. اما فقط به یکی از آنها عمل کردند - آنها قول دادند که زمین ما را بگیرند ... و آن را گرفتند.» نزد آمریکا، مذاکره، توافق یا معاهده تنها ابزارهایی برای فریب و سلطه طلبی است و اگر لازم باشد، پای اراده الهی را هم به میان می کشند. همان گونه که جان سالیوان، روزنامه نگار معروف آمریکایی بیان داشته «اگر اراده الهی این است که سفیدپوستان تا اقیانوس آرام پیش بروند، یک تکه کاغذ کهنه (معاهده) چه اهمیتی دارد؟»

🔻 معاهده فورت مک‌اینتاش (۱۷۸۵)، یکی دیگر از معاهدات دولت آمریکا و قبایل سرخپوست، مرز غربی ایالات متحده را دقیقاً در امتداد رود کویاهوگا تعیین می کرد. این معاهده «به روشنی استقرار سفیدپوستان را در بخش وسیعی از سرزمین‌های آکرون امروزی ممنوع می‌ساخت.» با این حال، قبل از آنکه جوهر قرارداد خشک بشود، مهاجران سفیدپوست از مرزها عبور کرده بودند و دولت فدرال هیچ اقدامی برای تنبیه آنان انجام نمی‌داد.

🔻 استدلال مقامات آمریکایی ساده بود: مهاجرت خودش «واقعیت هایی در زمین» ایجاد می‌کند که باید در معاهدات بعدی منعکس شود. این یعنی دور باطلی از فریب که در آن هر معاهده، مقدمه معاهده استعماری بعدی بود. فقط طمع و زیاده خواهی نیست که موجب می شود دولت امریکا به هیچ تعهد و معاهده ای پاییند نباشد. در اینجا به روشنی می توان رد پای ایدئولوژی برتری طلبانه آمریکا را مشاهده کرد.

همانگونه که دی براون، مورخ و نویسنده آمریکایی، درباره معاهدات دولت امریکا با سرخپوستان بیان کرده است، عهدشکنی دولت آمریکا نه یک استثنا یا نتیجه اشتباه برخی مقامات، بلکه یک سیاست نظام مند و آگاهانه بوده است که از الگوی ثابتی پیروی می کند: وعده دوستی، امضای معاهده، نقض فاحش، تبعید، و سپس قتل‌عام. سرخپوستان به درستی این روند را «جادوگری با قلم و جوهر» نامیدند. تمدن امروز غرب و آمریکا بر پایه جنایات و تجاوزات و عهدشکنی های گسترده ای بنا شده است. براون تصویر بسیار درستی از این «پیشرفت و تمدن» خشن و بی رحم ارانه می دهد: تمدنی که برای گسترش خود، نه تنها سرزمین، بلکه فرهنگ، عزت نفس و زندگی میلیون‌ها انسان را نابود کرده است و البته روشن است که این داستان همچنان ادامه دارد.
دیدگاه ها (۰)

🏴 عاشورا؛ حادثه‌ای تمام‌نشدنی 👆 اشاره رهبر انقلاب به استمرار...

🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

‌♨️ سی ان ان:🔹ایران مدت هاست در جزیره خارک اقدامات لازم برای...

پارت 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط