من و توفصل پارت

من و تو(فصل ۲ پارت ۱۵)

(ویو ارباب کیم)
∆ میخوام فردا باهم برن مسافرت...
پ ن:اما پدر!الان؟
∆بله‌....همین فردا!
پ ته:ولی پدر اونا الان تنهان...
∆خوب برین سئول...
م ته:اجازه داریم؟
∆بله...
=ببخشید...ولی خوب...کجا برن؟
∆.......سوئد!
=.....
پ ن:میشه بگین چرا انقدر یهویی؟
∆از اول ازدواجشون با هم تنها نبودن...میخوام با هم باشن...
م ج:میتونیم جونکوک و یونا رو هم بفرستیم؟
∆فکر خوبیه...بس همشون با هم هفته ی بعد میرن!
(ویو نونا)
بعد از چند دقیقه دیدم تهیونگ با آبمیوه و کیک داره میاد سمتم...
+چه خبره؟
_باید بخوری تا بچه قوی بشه....
+اااااا چه خوب...😏
+خوب بچم باید پشمک و بستنی هم بخوره هااا...
_نع...😶
+چرا؟😐
_چون چ چسبیده به را....😌
+تهیونگاااا...
_برات نمیخرم!
+بیب...
_زهرمار...
+ددی...😏
_باشه میخرم...
+اخجون...
تو ذهن+چه قشنگ خر شد...(درست صحبت کن خودت خری😂)
_بیا بخور!
+نمیتونم...
_چرا؟🙄
+باید تو تو دهنم کنی...
_بیب...😐
+ددی...
_اه....
(چند دقیقه بعد)
+تهیونگ پر شدم انقد بهم دادی!😑
_باشه...بیا این سوپم بخور...
+بچه چاق میشه ها...
_خوب بشه...🙄
+تهیونگ!
_کوفت!(بزور کرد تو دهن نونا)
(فردا صب)
.....


بچه ها حمایت نمیکنین...فیک رو دوست ندارین بگین....
دیدگاه ها (۶)

من و تو(فصل ۲ پارت ۱۶)(فردا صب)از رو تخت بلند شدم......

من و تو(فصل ۲ پارت ۱۷) _ب بله... (تو حاله) +بیا........

ولی این تیپ کوکککک😬😬

بخاطر اینکه دارم کردین🤝.... بهارم.... ملقب به کیم نونا... ۱۳...

love Between the Tides³¹شبتهیونگرفتم بیمارستان تهیونگ: ببخشی...

مادر کوک . سلام عزیزم چقدر خوشگلی همه سلام کردن .یانگی . سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط