{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به شیر کرد و گفت:....!

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به شیر کرد و گفت:....!
سلطان آهویت را ربودم،آیا باز هم میگویی سلطانم!!!!
شیر،لبخندی زدو گفت:...!!
آهویی که با کفتارها بنشیند...!
داشتنش برای من و خاندان شیر ها ننگ است....!
دیدگاه ها (۱)

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به شیر کرد و گفت:....!سلطان آهویت را ...

کاش قلبم درد تنهایی نداشت، چهره ام هرگز پریشانی نداشت، کاش م...

بازیگر بزرگ صدا وسیما مرتضی احمدی درکذشت...روحش شاد........

بازیگر بزرگ صدا وسیما مرتضی احمدی درکذشت...روحش شاد........

پارت چهاردهم

پارت آخر

P : 21

معامله p10آن شب، قبل از خواب، جونگ‌کوک کشوی کوچکش را باز کرد...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

سایه ای در راهروهای نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط