{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۱۶

جکسون.مثل اینکه خیلی دوست داره
میا.توئه احمقققق
جکسون. همین احمق قراره عزیزترین کستو بکشه
میا.میخوای بک...بکشیش
جکسون.چی فکر کردی فکر میکنی با شکنجه کردن تو خیالم راحت میشه
میا. حق نداره بلایی سرش بیارییییی
مرتیکه.اقا اومدن
جکسون.نمایش واقعی الان شروع میشه
تهیونگ.عوضی حرومزاده
جکسون.رفبق قدیمی چخبر
تهیونگ.*یه مشت حرومش‌ کردم که برگشت با پوزخند نگاهم کرد* کجاست
جکسون.بگیریدش
تهیونگ* دوتا قول چماغ اومدن و دستامو گرفتن چند ثانیه بعد صدای هق هق یکی میومد*
میا.ولش کنینننن(داد)
تهیونگ.* صورت و بدنش خونی بود چه بل..بلایی سرش اوردن* عوضیییی لعنتی ولم کن
که اون دوتا شروع کردن به زدن من
میا.ولش کن خواهش‌ می‌کنم هرکاری بگی میکنم لطفا لطفا ولش کن(با گریه)
جکسون.کافیه.....
میا* دستامو ول کرد که دویدم پیشش از شدت درد نمیتونست حرف بزنه*چرا...هق...چرا اومدی....هق....بهت گفتم... نیا
تهیونگ.گریه....اهم(سرفه)نکن...چیزی نشده ...اهم من خوبم
جکسون.ببریدش
میا.نه....لطفا خواهش میکنم....نه نبریدش...جکسون لطفا
جکسون.دختره رو هم برید همون اتاق
میا.ممنون
جکسون.(پوزخند) مگه چقدر دوسش داری که اینجوری تقلا می‌کنی
دیدگاه ها (۰)

پارت۱۷تهیونگ.پرتم کردند توی اتاق کشون کشون خودم و جای تخت رس...

پارت۱۸سه ساعت بعدجکسون. بهت گفتم پا رو دمم نزار...بگیریدشمیا...

جیمین. میا من اومدم....میاگل سرش روی زمین برق ها هم روشن بود...

پارت۱۴جیمین.من+میرم+اماده+بشممیا.منم+رفتملباسمو+پوشیدم+میکاپ...

راز پنهان p4

PT:2

پایانی بی آغازp10داشتم میرفتم آشپزخونه که یهو اون سه تا اسکل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط