{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۱۸

پارت۱۸


سه ساعت بعد
جکسون. بهت گفتم پا رو دمم نزار...بگیریدش
میا.چی .... ولش کن چیشد....٫*با سیلی که بهم زد پرت شدم زمین و موهام ریخت توی صورتم٫*
تهیونگ. حرومزادهعههه(فریاد)
جکسون.اونو ببرید ...حالا تو فکر کردی میتونی منو دور بزنی
میا.(نیشخند) اره ...من هرکار دلم بخواد میکنم
جکسون.بهت نشون میدم
میا
کشون کشون بردتم جایی که تهیونگ بود و جیمین اسلحشو روی سرم گذاشت
جیمین‌.جکسون ولش کن
جکسون.ولش کنم....چرا
جیمین.می..میتونیم ...با حرف حلش کنیم
جکسون.حرف....مگه شما مبدونید چیه
تهیونگ.*چاقو کوچیک جیبیمو دراوردم و توی پای نگهبانه زدم و اسلحشو برداشتم بدون هیچ فکری شلیک کردم... میخواستم برم جلو که با صداش متوقف شدم*
جکسون.تکون نخور و اگر نه شلیک میکنم
تهیونگ.باشه باشه ...چی میخوای چفدر پول میخوای ها
جکسون.اسناد و شرکت و تمام اموالت
تهیونگ.باشه ولش کن اول
میا.نه نه نباید این کاری کنی *با پام زدم تو شکمش و فرار کردم برگشتم نا ببینم چیشده اسلحشو به سمت تهیونگ گرفته بود...نکنه* نهههه
تهیونگ.*میا پرید بغلم که صدای شلیک همزمان باهاش به گوشم رسید ولی هم من سالم بودم هم جیمین* م..میا
میا.* تیر خورد به پهلوم اما خوشحالم که سالمه*
جیمین.*موقعی که جکسون تیر و زد منم از فرصت استفاده کردم و شلیک کردم با خوشحالی برگشتم که میا رو غرق در خون دیدم*میااااااا
تهیونگ.چشم هاتو نبند...خواهش میکنم
میا.ته..تهیونگ...
جیمین.دختره احمق ...بتید زنده بمونی فهمیدی
میا.شما....به..ترین...خا..نواده...من...بودید..ممنون.‌‌....که‌....دوستم داشتید
تهیونگ.نه...نه ....امکان نداره چشم هاتو باز کن ....میاااااا(گریه)
دیدگاه ها (۰)

رمان : رفتار سرد

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

KIM V

[عمارت عشق]Part: 4لباس هومیکا بهم ریخته بود....نکنه دازای .....

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط