{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیرینکمتومالمنی

#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۲۵
از زبان جونگ کوک
واقعا باعث سر شکستگی من بود که همچین آدمی زنم بشه ولی کاریش نمی شد کرد
مراسم دیگه کم کم داشت تموم می شد
چراغ ها خاموش و فقط نور پردازی بود
رفتم روی یکی از میز ها پیش چنتا از شریکای شرکت که دوستمم بودن نشستم
سیگارم رو روشن کردم و پوک عمیقی بهش زدم
جی هون دوست قدیمیم که خیلی ساله باهم دوستیم بهم گفت
(جی هون:مردی هیکلی مثل جونگ کوک که اونم پدرش شرکت داره و مثل جونگ کوک تموم اموال پدرش به اون می رسه «سن:۳۵» و مجرد هم هست. علامت جی هون:~)
~ناراحتیت برای چی مرد باید خوشحال باشی بالاخره زن گرفتی
_(پوزخند می زنه و سیگارش رو می کشه)
جی هون سیگارش رو روشن می کنه و میگه
~ولی خداوکیلی فکر نمی کردم که تو زودتر از من ازدواج کنی
_من خودمم فکر نمی کردم ولی فکر می کنم تو یکم سخت انتخاب شدی
(هر دوتاشون می خندن و شروع می کنن به نوشیدن)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲۰ دقیقه بعد
از زبان ات
مهمونا دیگه کم کم داشتن می رفتن و ماهم می خواستیم بریم
آقای جئون گفت که برم جونگ کوک رو صدا کنم
با چشم دنبال جونگ کوک می گشتم که دیدم روی میز پیش چنتا مرد نشسته
رفتم پیشش و بهش گفتم
+جونگ کوک
سرش رو برگردوند و بهم گفت
_بله
+بیا تا بریم دیگه
_باش تو برو منم میام
+باش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک
داشتیم تعریف می کردیم که صدای ات رو شنیدم که داره صدام می کنه
برگشتم سمتش و بهش گفتم بله که دیدم گفت بیام که بریم
ات امشب خیلی خوشگل شده بود واقعا پس برای اینکه اینجا نمونه بهش گفتم بره منم میام
وقتی برگشتم سمت جی هون دیدم که داره با پوزخند نگاه ات می کنه بهش اخم کردمو گفتم
_چیزی شده
~این دختر واقعا خوشگله
_چه زری زدی حروم زاده
~چت شده جونگ کوک
_جواب منو بده
~هیچی ولش کن
با عصبانیت از کنار جی هون بلند شدم و رفتم سمت ماشین
بقیه رفته بودن و فقط اون دختر بی شر..م تو ماشین بود
سوار ماشین شدمو با عصبانیت روندم
(توجه کنید که جونگ کوک خونه داره و قراره والریا و جونگ کوک اونجا زندگی کنن)


شرط: ۱۶۰ لایک❤۴۰ بازنشر
دیدگاه ها (۷۴)

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۶از زبان والریا نمی دونم جونگ کو...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۷از زبان والریا از اتاق خارج شدم...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۴از زبان ات جونگ کوک ماشینو تو ح...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۳از زبان ات منتظر تاکسی بودم که ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۹از زبان اتداشتم همین طور کت و ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط