{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه می دانند...

همه می دانند...
من سال هاست ...
چشم به راه کسی...
سرم به کار کلمات خودم گرم است...
تو را به اسم آب...
تو را به روح روشن دریا...
به دیدنم بیا !
مقابلم بنشین....
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...
من به یک نفر...
از فهم اعتماد محتاجم....
من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!
خرابم !
ویرانم !
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

پارت: 27 (بخش1) **زاویه دید: زین**هوای رختکن بعد از تمرین مث...

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

رمان :قرارداد سرنوشت

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

p : 1

همه می دانند؛من سال هاست چشم به راه کسیسرم به کار کلمات خودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط