{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم که شعر و شاعر را

خواب دیدم که شعر و شاعر را

هر دو را در عذاب می‌خواهی

از تعابیرِ خواب‌ها پیداست

خانه‌ام را...خراب می‌خواهی

خانه‌ام را خراب می‌خواهی؟

دست در دستِ دیگری برگرد

دست در دستِ دیگری برگرد

خانه‌ام را خراب خواهی کرد

چشم وا کردم از تو بنویسم

لای در باز و باد می‌آمد...

از مسیری که رفته بودی داشت

موجی از انجـماد می‌آمـد...
دیدگاه ها (۱)

درماندگی یعنی که فهمیدم / وقتی کنارم روسری دارییک تار مو از ...

هر پسربچه که راهش به خیابان تو خوردیک شبه مرد شد و یکه به می...

آخرم راشنیده ای اما ...در دلت هیچ التهابی نیست با تو مرگ وبد...

من خرابم بنشین ، زحمت آوار نکشنفست باز گرفت ، این همه سیگار ...

خواب دیدم؛سربازِ جسوری بودی.در خشابِ تفنگت، شعر بود؛باز بارا...

از عشق تو بیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط