نمی دانم چرا افتاد در دستم انار تو
نمی دانم چرا افتاد در دستم انار تو
چگونه دانههایم ریخت پای شاخسار تو
مجابم کن ... بدانم! کی شدم آن دشت بیتابی
که میتازند درمن اسبهای بیسوار تو
به نارنج و به باد مشرقی من اشتیاق دارم
به هر عطری که دل را میکشد سوی دیار تو
چه میکردی اگر یک روز دنیا مال ما می شد!؟
تمام جادهها اینسو و من آنسو کنار تو
بیا روراست باش و گفتنیها را بگو با من
که دل گیر تو وآن جملههای تب دار تو
به پرحرفی نیازی نیست ، میدانم که میدانی
نفس مانده در روحم برای واژه های تو
چگونه دانههایم ریخت پای شاخسار تو
مجابم کن ... بدانم! کی شدم آن دشت بیتابی
که میتازند درمن اسبهای بیسوار تو
به نارنج و به باد مشرقی من اشتیاق دارم
به هر عطری که دل را میکشد سوی دیار تو
چه میکردی اگر یک روز دنیا مال ما می شد!؟
تمام جادهها اینسو و من آنسو کنار تو
بیا روراست باش و گفتنیها را بگو با من
که دل گیر تو وآن جملههای تب دار تو
به پرحرفی نیازی نیست ، میدانم که میدانی
نفس مانده در روحم برای واژه های تو
- ۴۹۲
- ۲۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط