{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر مهدوے

شعر مهدوے



چه بغض ها که فرو خورده در گلو دارم

دوباره بر سر رازت بگو مگو دارم

فشرده بغض مرا دست نانجیب زمان

و حرف هایی ازین دست در گلو دارم

منم تجلی خیام در تسلسل مرگ

هزار فلسفه ی تازه در سبو دارم

بگو "بنوش"  و بمیران! دوباه زنده کنم!

که مرگ را فقط اینگونه آرزو دارم

چگونه دل بکنم از تب تماشایم؟

منی که آینه ای چون تو پیش رو دارم

ازین صدای خراشیده خوب می فهمی

چقدر بغض فرو خورده در گلو دارم


 حسین جنت مکان
دیدگاه ها (۴)

چه بغض ها که فرو خورده در گلو دارمدوباره بر سر رازت بگو مگو ...

: سرمو برگردوندمو نگاش کردمخیلی زیاد درد داشتمو میدونستم ک د...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

#ولادت_زینب_کبری_س💚🌹

گول آمریکا پرستان رو نخورید.❗❗☝️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط