{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۸۰




الکس : ته مین شیرتو خوردی ؟
ته مین : آره خوردم
الکس شوکه لیوان قهوه اش را برداشت سپس زیر دستگاه قهوه ساز گذاشت دکمه سبز رنگ را فشار داد سپس تکیه به اپن با چشم های گشاد زل زد بهش
الکس.: تو که گفتی نمی‌خوری و لج کرده بودی چی شد ها
و همچنان منتظر بود بلافاصله ته مین با صورت خندون سمت پدرش چشم دوخت و با ذوق گفت
ته مین : اگه تیونگ بگه میخورم
الکس دست به سینه شد سپس عینک هایش را از لای موهای چرم و مشکیش برداشت سپس روی اپن گذاشت آروم و با لحن ناراحت گفت
الکس : نه بابا خانم کوچولو رو ببین حرف مادرشو گوش نمیدونه حرف پدرشو گوش میده
ته مین تند بلند شد سپس دامن مشکی مادرش‌را به دست گرفت و با لحن شیرینی گفت .... ته مین : نه مامانی اینجولی نیست بابا قولی داد
الکس اخم هایش باز شد سپس نگاه ریزی به تهیونگ انداخت و با لحن آرومی گفت
الکس : خوب چه قولی ؟
تهیونگ نرم لبخندی زد سپس با صدا مردانه اش با لحن مهربانی گفت
ته یونگ : تو الان چی گفتی
ته مین تند سمتش چرخید سپس با چشم های گشاد زل زد آن هم با نگاه های شوکه بودنش تند گفت
ته مین : چی کی مامانی ؟
تهیونگ زول بلند شد سپس جلو ته مین زانو زد و نرم موهایش را نوازش کرد و با عشق گفت
تهیونگ: تو الان گفتی بابا ؟
الکس حالا به خوبی منظور شوهرش را فهمید نرم لبخند زد و از این جریان به شدت خوشحال و راضی بود از اینکه بلاخره ته مین به پدرش رسید و پدرش به دخترکش ...
ته مین : خوب شما .. بابای من هستی ..
تهیونگ لپ شیرین دخترش را بوسید سپس بیشتر دستش را روی سر ته مین گذاشت
ته یونگ: تو دختر منی ... تا الآنم باورم نمیشه که یه دختر خوشگل دارم .. خیلی هم خوشحال هستم .... ته مین با ذوق چشم به پدرش دوخت سپس با عشق و نگاه های شیرینی مانند پدرش زل زد به تهیونگ و گفت
ته مین : واقعا ...
تهیونگ: معلومه .. باز هم شیرین پیشانی ته مین را بوسید با لبخند رو لبش زل‌زد بهش سپس ته مین با چهره لبخند گفت
ته مین : منو بوسیدی زول باش مامانی رو هم بوس کن
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت .... تهیونگ کمی پایین خیره شد از این حسش اصلا نمی...

بوسه دردناک )پارت ۸۱تهیونگ لب های نازک و نرمش را روی لپ همس...

سلام روز خوش خفنا.... یک نویسنده جدیدی پیدا کردم که نگیو و پ...

3 تفنگدار )پارت ۳۶تنها یک شلوار زرشکی ای رنگ همراه با تیشرت ...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت : ۲۷ » وقتی رسیدن عمارت تهیونگ سریع...

چند پارتی درخواستی

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت : ۲۶ » « صبح » کوک زودتر بیدار شد ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط