{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

heart

heart~~
part 7
خ‌ک:باورم نمیشه..باورم نمیشه بعد این جریان با پررویی تمام بلند شد رفت
(رو به آقای کیم)
و توام چیزی بهش نگفتی
دلیل ضعفت نسبت به این دختر رو درک نمیکنم
سرم داره میترکه...اگه درست باشه چی.. باید چیکار کنیم
(جونگکوک مشتشو فشار میده)
خ‌ج:ات همچین کاری نمیکنه...آروم باش
خ‌ک:چطور آروم باشم...از دختر من همچی بر میاد..
بعد رفتن ات یه بحث کوچیک بین آقای جئون و آقای کیم‌پیش میاد

ات به محض اینکه وارد اتاقش شد حالش بد شد...دستشو جلوی دهنش گذاشت و به سمت دستشویی اتاقش دوید
(ویو بعد خارج شدن ات از دستشویی)
ات
آدمای مزخرف!
تمومش کنین دیگه نمیکشم بخدا..(گریه)
این حالت تهوع ها کی قراره تموم بشه
خسته شدم دیگه...
خدایا بـ*کش منو خلاصم کن.. (در حال زار زدن)
گوشی ات صدا خورد..
یونا داشت رنگ میزد...جواب داد
یونا:الو...ات...حالت خوبه؟ (صدای گریه ات میومد)
_یونا...
یونا:ات حالت خوبه.. چی شده؟
_خیلی داغونم.. (گریه ات اوج گرفت)
دیوار های این خونه داره خفم میکنه...مثل زندون توش گیر افتادم..
یونا:ات صبر کن الان میام دنبالت...باشه.. فقط یکم دیگه تحمل کن
_نه..نه...یونا نمیخوام بیای (اشکاشو پاک کرد)
یونا:فکر کردی با این حال ولت میکنم؟
_باشه...صبر کن من خودم میام...حق با توعه نیاز دارم یکم از اینجا دور شم
یونا:مطمئنی خودت میتونی بیای؟
_آره مطمئنم
یونا:ولی اگه مشکلی پیش اومد زنگ بزن بیام دنبال باشه؟
_اوکی
یونا:خداحافظ
(یه جکت کوتاه روی لباسش پوشید)
ات
دیدگاه ها (۰)

heart~~part 8اتاز خونه خارج شدم...دلم می‌خواست برگردم و حال ...

part 5+پرنسس من اونقدر پولدارم که اگه تو بخوای یه عمارته دیگ...

part 4چند روز بعد..._سلام پسر کوچولو +چند بار بگم اینجوری صد...

خیانت

چند پارتی از فلیکس: (وقتی برات قلدری میکنن و...)تقریبا لباس ...

عشق زخمی p/¹⁰ last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط