قرار داد

قرار داد
پارت 14
☆

ویه لباس مشکی از توی رگالا برداشت
[عکسشو میزارم]
کوک : اینو بپوش
یوری : خیلی باز نیست
کوک : اوممم برای من خوبه
کوک : برو حاضر شو
یوری : برو بیرون
کوک : چرا
یوری : میخوام حاضر شم
کوک : میخوام زنمو ببینم
یوری : کوک برو دیگه
کوک : نه
رفتم سمتش و دستام و دور گردنش حلقه کردم
یوری : لطفا دیگه [کیوت]
که یهو منو به دیوار چسبوند و شروع به بوسیدنم کرد عمیق میبوسید بایه دستش کمرم وگرفت با دوست دیگش به رون پام میکشید
[بعد 10مین]
ازم هم جداشدیم
کوک :نظرت چیه نریم هوم[خمار]
یوری : نه جونگکوک برو میخوام لباس بپوشم
کوک : ایشش خوب بابا
و از اتاق رفت بیرون و منم لباس پوشیدم و یه میکاپ ساده انجام دادم عطرم رو زدم و رفتم بیرون
کوک : حاضری
یوری : اوم
کوک : بریم
دست کوک و گرفتم و رفتیم
[ ویو 2 ساعت بعد بار]
منو کوک یه جا نشسته بودیم منتظر تهیونگ بودیم تا بیاد
یوری : ااا حوصلم سر رفتتتتتت
کوک : الان میاد
که یه مرد اومد سمت من
مرده : بانو افتخار رقص میدن
تا کوک اومد جواب بده
یوری : سیکتو بزن
مرده دستشو گذاشت رو شونه ام
مرده : اگه نزنم
بلند شدم و از موهاش گرفتم و به پشت کشیدمش
یوری : اگه نزنی یجور حالیت میکنم
و بعد ولش کردم و نشستم بغل کوک
کوک : اووو
یوری : چیشده
کوک : اووم هیچی فقط باید بیشتر حواسم باشه
که دیدم تهیونگ همراه یه دختر دیگه اومد سمتمون
سومی : یوری
یوری : ااا سومی
و همو بغل کردیم
سومی : سلامخر جونیی
یوری : سلام گاو جونییی
تهیونگ : اینم سوپرایز من
کوک : خیلی خولی
تهیونگ : به تو رفتم
[ویو 1 ساعت بعد]
منو سومی داشتیم میرقصیدیم ولی حواسمون سمت پسرا بود دو دقیقه حواسمون بهشون نبود مست کرده بودن سراشونو گذاشته بودن روی صندلی ها
که دیدیم دوتا دختر هر//زه دارن میرن سمتشون
به سومی اشاره کردم و رفتیم پیششون
یوری : کوکی جونم بیا دیگه
سومی : تهیونگی پاشو دیگه
کوک : اومدم
تهیونگ : باشه
هردوشون بلند شدن و اومدن سمتمون و دوستمونو گرفتن و داشتیم میرفتیم که اون دوتا اومدن

شرط : نداره
111 تایی شدنمون مبارک
راستی خیلی معذرت میخوام که نبودم
دیدگاه ها (۹)

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

پارت ۳۷

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

پارت ۲۷

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط