سال نو من که نباید اینگونه شروع میشد عزیز جانم...

سال نو من که نباید اینگونه شروع میشد عزیز جانم...
الان باید تو را در زندگی ام داشتم سال که تحویل میشد اولین نفری که با او تماس میگرفتم تو بودی و وقتی جواب میدادی آرزو میکردیم امسال هم مانند سال های قبل کنار هم خوب و خوش بمانیم و چشم حسودانمان کور شود...
من الان نباید اینجا بنشینم و به ماهی های قرمز در تنگ خیره شوم
به اینکه خیره شوم به یکی از ماهی ها که مرده و ماهی دیگر خودش را به آب و آتش میزند...
به اینکه تو چرا مانند این ماهی نبودی...
تو چرا وقتی مردنم را با چشمهایت دیدی اصلا ککت هم نگزد
اصلا میدانی سالی که تو شروعش مرا تحویل نگیری و به یادم نباشی
هیچوقت برای من تحویل نمیشود...
کنار هر که هستی و سالت کنار او تحویل میشود خوش باش
یک نفر اینجا بدون تو با چشمهای پر از اشک سالش را شروع کرده است...😭 😢 💔
دیدگاه ها (۱)

*😍 یه بافت خوش‌استایل برای روزای خنک سال!هم گرمه، هم راحته، ...

𓆩 پارت ۴۱ 𓆪 🖤🥀ات یک قدم عقب رفت.— امکان نداره...مرد از تاریک...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۹* پرش زمانی به فر...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هشتم | ورود به اتاقیونگی فوراً جلوی من ا...

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.26 (روایت از زبان ا.ت...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:1کوک:وایی مردم +مثل...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

دو دسته هستن !1- #اصلاح_طلب ها که تکلیفشون مشخصه !منطق نداشت...

Love&HateP.11"ویو رامیلا"من داداشمو دوست صمیمیو بعد از ۱۸ سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط