{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانام یاداو

بانام یاداو....
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم ؟! » جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: (( هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز

امام علی علیه‏ السلام :
هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیبهایش آگاه شود.
چه تعبیر زیبایی ...
دیدگاه ها (۵)

چند سالی از ازدواجشان میگذشت اما چیزی بینِشان عوض نشده بود ،...

روزی کلاغی بر درختی نشسته و تمام روز خود را بیکار بود و هیچ ...

🌸 🍃 ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴانی ﺳﺎﺧﺘﻪ!ﮔﺎﻫـــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط