آدم های امروز دفتر خاطرات ندارند

آدم هایِ امروز ، دفتر خاطرات ندارند !
درد دل ها ، مجازی شده ... ما درد دل هایمان را برایِ هم پست می کنیم !
ما حرف هایمان را تویِ صفحات چتِ عزیزترین هایمان می نویسیم و به در و دیوارش عکس و شعر و نوشته های قشنگ می چسبانیم !
دفترِ خاطراتِ آدم هایِ امروز ، یک صفحه ی لمسیِ چند اینچی است با کوله بارِ سنگینی از حسرت و حرف و خاطره هایِ تایپ شده ...
قبل تر ها ، برای فراموشی ، دفترهایِ خاطراتمان را سر به نیست می کردیم ...
این روز ها ولی ، هر بار که کم آوردیم ؛ می افتیم به جانِ سوابقِ چت هایمان ...
و کسی چه می داند چه اندازه درد دارد ، بعضی از همین سر به نیست کردن هایِ بی بازگشت !
در روزگاری که آدم ها در یک پروفایل خلاصه می شوند و فراموش کردنشان به یک لمسِ چند ثانیه ای بند است !
آدم هایِ وفاداری نیستیم ، زود دل می بندیم و زود فراموش می کنیم ... !
کاش در دورانِ همان دفترخاطره هایِ قفلی ، جا مانده بودیم !
دیدگاه ها (۹)

هیجده سالم که بود مجبور شدم یک نفر رو فراموش کنم و چون بلد ن...

راستشو بخوای بد نیستم،من بدون تو نمردم.و گمون نمیکنم هیچوقت ...

گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد اتفاقی که از رو...

یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟ روز بعد او ...

آدم هایِ امروز ، دفتر خاطرات ندارند !درد دل ها ، مجازی شده ،...

اینم از ادامه پارت ۱۱

"عاشقان و نجات یافته گان"میهو روی زمین افتاده بود، نفس هایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط