{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها یک برگ مانده بود …

تنها یک برگ مانده بود …
درخت گفت : منتظرت میمانم !
برگ گفت : تا بهار خداحافظ !
بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود …
دیدگاه ها (۱)

قطار می رود تو می رویتمام ایستگاه می رودومن چقدر ساده ام که ...

-

یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیس...

چه عاشقانه نوشت دکترشریعتیکه من تو را دوست دارمتودیگری را،دی...

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

و اما تصمیم گرفته ام و متوجه شده ام که دیگر هیچوقت وابسته کس...

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

پارت ۲نام رمان هالوین ترسناکمینا فقط زنده مانده بودانقدر ترس...

امیرالمومنین علیه السلام:از سرما در آغاز آن (پاییز) بپرهیزید...

آپدیت توییتر "پپرو" با = چانی✨️🤍:∆= اگه دوستش داری چشماتو با...

بعضی آدم‌لار وار،نه گِدَنده «خداحافظ» دِیَر، نه قالاندا «گِل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط