از دور
از دور
از کنارِ آغوشم
از صمیمِ جانم
آهسته می بوسمت
می فشارمت در حبس سینه ام
موهای بلند شده ات را
ریش های غمگینِ صورتت را
دستانَت را می بوسم
عکسم کنارَت ،
خوشبخت تر از من است
وقتی همیشه میانِ دست و نگاهت جای دارد !
روحت را با طنینِ صدای غمناکم می نوازم
نوازشی از صمیمِ قلب
هر ثانیه هزاران بار عاشقت می کنم
نبضِ گردنت را احساس می کنم
می بویَمَت هزار بار
عشقی بینهایت به جانت می اندازم
یک احساس به اوج رسیده
هزاران بغل بوسه ی آرام
بر چهره ی غمگینت
از همین جای آزادیِ من
به آنجا که تو دربندی !
می بویم عطرِ بودنت را
بوی جـــانت را می بلعم
در همان زندانِ خوشبختی که تو را دارد اشک می ریزم
خدا را قسم می دهم
زمین و زمان را التماس می کنم
خاکی که تو برویش قدم می گذاری
هوایی که تو نفس می کشی را عبادت می کنم
دردت را به جان می خرم
می بوسمت آرام یک بار دیگر !
احساسم کردی ،
فقط باز کن نگاهت را به سوی عطرم ،
هستم کنارت
هر جا که باشد
زندان
خانه
امروز
فردا ،
کنار روحت ،
تنهای تنها
از کنارِ آغوشم
از صمیمِ جانم
آهسته می بوسمت
می فشارمت در حبس سینه ام
موهای بلند شده ات را
ریش های غمگینِ صورتت را
دستانَت را می بوسم
عکسم کنارَت ،
خوشبخت تر از من است
وقتی همیشه میانِ دست و نگاهت جای دارد !
روحت را با طنینِ صدای غمناکم می نوازم
نوازشی از صمیمِ قلب
هر ثانیه هزاران بار عاشقت می کنم
نبضِ گردنت را احساس می کنم
می بویَمَت هزار بار
عشقی بینهایت به جانت می اندازم
یک احساس به اوج رسیده
هزاران بغل بوسه ی آرام
بر چهره ی غمگینت
از همین جای آزادیِ من
به آنجا که تو دربندی !
می بویم عطرِ بودنت را
بوی جـــانت را می بلعم
در همان زندانِ خوشبختی که تو را دارد اشک می ریزم
خدا را قسم می دهم
زمین و زمان را التماس می کنم
خاکی که تو برویش قدم می گذاری
هوایی که تو نفس می کشی را عبادت می کنم
دردت را به جان می خرم
می بوسمت آرام یک بار دیگر !
احساسم کردی ،
فقط باز کن نگاهت را به سوی عطرم ،
هستم کنارت
هر جا که باشد
زندان
خانه
امروز
فردا ،
کنار روحت ،
تنهای تنها
- ۱.۶k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط